معماری
خانه / مصاحبه ها / فریدون آسرایی : ‌مردم از موسیقی غمگین خسته شده‌اند/موسیقی ایران از موسیقی جهان جدا نیست…

فریدون آسرایی : ‌مردم از موسیقی غمگین خسته شده‌اند/موسیقی ایران از موسیقی جهان جدا نیست…

مصاحبه فریدون آسرایی

فریدون آسرایی در مصاحبه با «مرآت» :

※‌مردم از موسیقی غمگین خسته شده‌اند!
※موسیقی ایران از موسیقی جهان جدا نیست.


خواننده سرشناس کشور با بیان اینکه بسیاری از مردم از موسیقی غمگین خسته شده اند گفت: مردم طالب موسیقی غمگین نیستند و به آثار شاد گرایش پیدا کرده اند.

به گزارش خبرنگار مرآت، اواخر دوران راهنمایی را می‌گذراندم که پای «غریبه‌ای» به نام «فریدون» به خانه‌های ما باز شد. صدایش، آوای «عاشقانه» یک جوان بود که با «گل هیاهو» برایمان «خاطره» می‌ساخت. نمی‌دانستیم که این صدای جوان، متعلق به مردی است که سال‌های میانی دهه چهارم از زندگی‌اش را می‌گذراند. از آن سال‌ها مدت‌ها گذشته است اما صدای فریدون را در هیاهوی زمان گم نکردیم. او با «ترانه‌های خاکی‌اش» و با «بی‌صداترین ترانه‌ها» هرازچندی به سراغمان می‌آید و برایمان «لالایی» می‌خواند و با این «افسون‌گری‌ها» باز آن «خاطرات گمشده» را به یادمان می‌آورد. حالا وقتی صدای فریدون را از پسِ سال‌ها می‌شنویم، «یک لبخند کوتاه» و «کمی غم» به ما «سلام» می‌کنند. همین‌ها کافی است برای این که ما هم به فریدون «سلام» کنیم و دقایقی پای صحبت‌هایش بنشینیم. چند روز قبل، فریدون آسرایی پاسخ سلام ما را داد و حاصل، گفتگویی شد که در ادامه می‌خوانید:

※ ذائقه‌ی موسیقایی مردم به ویژه در چند سال اخیر تحولات بسیاری داشته است. شما سمت و سوی این تغییرات را در مجموع مثبت می‌بینید یا منفی؟

با سلیقه‌ی مردم نمی‌توان جنگید! در فضای امروزِ ایران مردم به نشاط احتیاج دارند. اخیرا ما به عنوان یکی از عصبانی‌ترین مردم دنیا معرفی شدیم. غم فراگیری در جامعهی ما وجود دارد بنابراین طبیعی است که مردم به موسیقی شاد تمایل داشته باشند. این موسیقی شاد می‌تواند دارای چاچوب درست و محتوای مطلوب باشد و می‌تواند جور دیگری هم باشد!
رهبر ارکسترم همیشه به من می‌گفت که برای موفقیت در حوزهیو مسیقی یا باید موسیقی بسیار شاد تولید کنی یا موسیقی بسیار غمگین. موسیقی موفق یا باید گریه‌آور باشد یا شادی‌آور. جامعه طبیعتا به دنبال چیزی می‌رود که کمبود آن را احساس کند و نشاط و شادی یکی از کمبودهای جامعه‌ی ماست. سرگرمی‌های بسیار کمی در جامعهی ما برای مردم وجود دارد.
من در کانادا زندگی کرده‌ام و دیده‌ام که در این کشور کارناوال‌های مختلفی برای مردمانشان ترتیب می‌دهند. آن‌ها با وجود حجم بالای سرگرمی‌ها باز هم تلاش می‌کنند تا مردم خود را شاد نگهدارند. در چنین شرایطی کسانی هستند که توجهی به شادی مردم ندارند. ما از چند هزار سال قبل مردمان شادی بوده‌ایم و جشن‌های مختلف ما سوابقی چندهزار ساله دارند. من یک ایرانیِ مسلمانِ شیعه هستم و معتقدم که نه می‌توان عزادارای‌ها را از مردم گرفت و نه می‌توان شادی‌ها و جشن‌هایشان را کم‌رنگ کرد. با درنظر داشتن این پیش‌فرض‌ها باید به سوالی که مطرح کردید پاسخ داد. مردم دوست دارند که موسیقی امید حاجیلی را گوش بدهند هرچند که عده‌ای آن را موسیقی فاخری ندانند. مردم آهنگ‌های خوانندگان جدید را دوست دارند.

مردم از موسیقی غمگین خسته شده‌اند!

مردم طالب موسیقی غمگین نیستند و از این نوع موسیقی خسته شده‌اند. سال 83 و در زمانی که من موسیقی احساسی را ارائه دادم، موسیقی‌های شاد در اوج قرار داشتند و آهنگ‌های من مورد توجه قرار گرفت. البته این که برخی از موسیقی‌ها محتوای مناسبی ندارند، مباحثی است که کارشناسان به آن پرداخته‌اند. ما فیلم‌هایی داریم که به درد فستیوال می‌خورند و بیننده چندانی ندارند اما اسکار می‌گیرند و در نقطه مقابل فیلم‌هایی داریم که میلیون‌ها بیننده و میلیاردها تومان درآمد دارند اما در سطح دریافت جوایزی مانند اسکار نیستند. در عالم موسیقی نیز این مسأله وجود دارد. باز هم تکرار می‌کنم که یکی از دلایل، این است که مردم به آثار شاد گرایش پیدا کرده‌اند؛ هرچند که ممکن است این آثار محتوای آن‌چنانی نداشته باشند. من نمی‌توانم به سلیقه‌ی مردم ایراد بگیرم و به آن‌ها بگویم که موسیقی شاد گوش ندهید!

مصاف رپرها با خوانندگان بزرگ غرب در دهه 90 میلادی

※مرآت – من هم معتقدم که نمی‌توان در این خصوص مردم را به گوش کردن یا گوش نکردن انواع خاصی از موسیقی امر کرد. پرسش من هم بیش‌تر از منظر کارشناسی بود. شما پیش‌تر در ارتباط با تغییرات منفی ذائقه موسیقایی مردم اشاره کرده بودید که گویی مردم بین پفک و پسته، پفک را انتخاب می‌کنند. همچنان بر این باورید؟

ما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که مردم عادی جامعه موسیقی‌شناس باشند. عموم مردم جامعه محتوایی فکر نمی‌کنند. من قبلا در مصاحبه‌ای گفته‌ام که مردم بین پفک و پسته، پفک را انتخاب می‌کنند اما ما باید ببینیم که نیاز مردم جامعه چیست؟ آیا موسیقی در رپ در خارج از کشور در برابر آثار خوانندگان بزرگ، محتوا داشت؟ در اواخر دهه 90 میلادی، موسیقی رپ در غرب به میدان آمد و بازار همه‌ی موسیقی‌ها را کساد کرد.
بنابراین باید سلیقه‌ی مردم را پذیرفت و نیز باید در علل گرایش مردم به انواع خاصی از موسیقی تأمل کرد. البته این بد نیست که مردم شاد باشند. گاهی باید مردم را آزاد گذاشت. من هیچ ایرادی از موسیقی خوانندگان جدیدی که شاد می‌خوانند نمی‌گیرم. من به سلیقه مردم احترام می‌گذارم. اگر نقصی هست از منِ فریدون آسرایی است که نتوانسته‌ام اثری تولید کنم که هم شاد باشد و هم محتوا داشته باشد تا مردم آن را دوست داشته باشند.

موسیقی ایران از موسیقی جهان جدا نیست!

※مرآت – الوین تافلر در کتاب شوک آینده به سرعت گرفتن ضرباهنگ موسیقی در عصر ما اشاره می‌کند. او می‌گوید حتی نوازندگان جدید، هنگامی که می‌خواهند موسیقی‌های قدیمی را بنوازند، این موسیقی‌ها را سریع‌تر از خالقان اولیه آن‌ها می‌نوازند! گویی میل به سرعت، به حوزه‌ی موسیقی نیز تسری پیدا کرده است. شما آینده‌ی این سیر را چگونه می‌بینید؟

جمع زیادی از خانواده‌ی موسیقی اصیل و سنتی به حوزه‌ی موسیقی‌های جدید کوچ کرده‌اند. به طور مثال برخی از جوانان، صدای سه‌تار را با گیتار الکترونیک ترکیب می‌کنند. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که موسوم به «دهکده جهانی» است. اتفاقی که به آن اشاره کردید در همه‌جای دنیا برای موسیقی افتاده است و ما از موسیقی جهانی جدا نیستیم. تنظیم‌کنندگان موسیقی، موزیک‌های روز دنیا را گوش می‌دهند و از آن‌ها تأثیر می‌پذیرند.
فضای موسیقی جهان تغییر کرده است و تغییر می‌کند. اکثر موسیقی‌های جدید هم دارای ریتم‌های تند هستند. ما البته موسیقی روز دنیا را قدری ایرانیزه کرده‌ایم اما به هر حال به سمت موسیقی جهانی حرکت می‌کنیم. خدا می‌داند که در آینده آن‌ها چه ریتم‌هایی را نت کنند تا ما هم با جهانِ آن‌ها پیش برویم.

بخش دوم مصاحبه:

※خیلی‌ها می‌گویند با موسیقی‌های شما عاشق شده‌ایم!
※ماندگاری شهرت؛ دشوارتر از مشهور شدن!


به گزارش خبرنگار مرآت، چند روز قبل بخش نخست گفتگو با فریدون آسرایی ، خواننده‌ی محبوب کشور را پیش‌روی شما مخاطبان گرامی گذاشتیم. آسرایی در بخش نخست ، به پرسش‌هایی در ارتباط تغییر ذائقه‌ی موسیقایی مردم و نیز روند تسریع در ضرباهنگ موسیقی در جهان پاسخ داد و از مصاف رپرها با خوانندگان بزرگ غرب در دهه 90 میلادی سخن گفت. در دومین بخش از گفتگو به مسائل تازه‌ای پرداخته‌ایم. بی‌درنگ شما را به مطالعه این گفتگو دعوت می‌کنیم.

مرآت: بخشی از سرعت تغییری که در بخش نخست گفتگو از آن سخن گفتیم متوجه خود خوانندگان نیز هست! در واقع شاید به این دلیل که سرعت تنوع‌طلبی مردم افزایش پیدا کرده است، مدت زمان پایداری خواننده‌ها در عرصه‌ی موسیقی کاهش پیدا کرده است! در حال حاضر خوانندگانِ بسیاری وارد عرصه‌ی موسیقی می‌شوند و به سرعت افراد دیگری جای آن‌ها را می‌گیرند. از نگاه این امر از مقتضیات زمان است یا نقصی است در خوانندگان ما؟

◆ماندگاری خوانندگان قدیمی ما در عرصه موسیقی بسیار طولانی‌تر بوده است. شهرت اتفاق نادری است که ممکن است در زندگی یک خواننده رخ بدهد؛ اتفاقی که هزاران‌هزار خواننده آن را تجربه نمی‌کنند. ماندگاری شهرت البته دشوارتر از مشهور شدن است. کسانی در عرصه شهرت ماندگار خواهند شد که راز ماندگاری را بلد باشند. چنین افرادی باید دائما به‌روز باشند.
بسیاری از خوانندگان نتوانستند شهرت خود را حفظ کنند. من در سال 83 به ایران آمدم؛ یعنی در زمانی که خوانندگان و گروه‌های معروف و محبوبی بسیار فعال بودند. اکنون باید ببینیم که کدام‌یک از خوانندگانی که طی سال‌های 80 تا 85 فعال بودند، ماندگار شده‌اند؟ متأسفانه امروز از بسیاری از خوانندگان دهه گذشته چیزی نمی‌شنویم.
من تلاش کرده‌ام که خودم را در این عرصه نگه‌دارم. نمی‌گویم که من خیلی خوب عمل کرده‌ام اما تا حدودی ماندگاری‌ام را حفظ کرده‌ام. من سال‌ها علاقه‌ای نداشتم که موسیقی را به عنوان یک حرفه انتخاب کنم اما از سال 1990 تصمیم گرفتم که به طور حرفه‌ای به موسیقی بپردازم، توانسته‌ام تا حدی ماندگاری خودم را حفظ کنم. من قبلا هم گفته‌ام که طی سه‌چهار سال اخیر امپراتوری بسیاری از خواننده‌ها فروپاشیده است.
برخی از خوانندگان سال‌های سال بر عرصه موسیقی حکومت می‌کردند و همواره روی بورس بودند. آن‌ها بهترین درآمدها را کسب می‌کردند. اما فضای موسیقی ناگهان دچار تغییر شد. فضای موسیقی پس از خوانندگانی مثل محمد علیزاده، بین تعداد زیادی از خوانندگان جدید تقسیم شد. سلیقه‌ی مردمِ امروز این‌گونه نیست که سال‌ها به آثار یک‌نفر گوش بدهند و هیچ خواننده‌ای نمی‌تواند با یک سبک موسیقی سال‌ها بر این عرصه حکومت کند.

مرآت: برخی معتقدند که ما در حوزه‌ی ملودی به تکرار رسیده‌ایم. ترانه‌ها تغییر می‌کنند اما ضرباهنگ موسیقی‌ها به هم شبیه‌اند. قبول دارید که خوانندگان ما صاحب برندی در حوزه‌ی ملودی نیستند؟ دلیل به تکرار افتادن ملودی‌ها چیست؟

◆در حال حاضر چیزی به نام «تنظیم» و «تنظیم‌کننده» ملاک نیست. قبلا همه دوست داشتند که با فلان تنظیم‌کننده کار کنند و تنظیم‌کننده می‌توانست تعیین‌کننده باشد و نقش بزرگی در موسیقی ایفا کند. امروز سهم تنظیم و تنظیم‌کننده کم‌تر شده است. باز هم باید به سلیقه‌ی مردم رجوع کنیم. اکثریت مردم همیشه درست فکر نمی‌کنند و درست تشخیص نمی‌دهند اما به هر حال باید به سلیقه مردم احترام گذاشت.
پیروی اکثریت از یک موضوع، دلیل بر درستی آن نیست. گاهی مردم فکر می‌کنند که فردی بهترین گزینه برای یک سِمَت است. به او رأی می‌دهند، بسیار هم رأی می‌هند اما بعد از یک‌سال، چهار سال یا پنج‌سال متوجه می‌شوند که اشتباه کرده‌اند. ببینید، اکثریت رأی داده‌اند و بعد متوجه شده‌اند که اشتباه کرده‌اند. فهمیده‌اند که کسی که حرف‌های زیبایی زده بود، آن کسی که ادعا می‌کرده نبوده است.
بنابراین گرایش اکثریت به یک مسأله در همه موارد دلیل بر درستی آن مسأله نیست. به هر حال باید موشکافی کنیم تا بفهمیم که چرا مردم به این نوع موسیقی گرایش پیدا کرده‌اند. البته امروز تنوع در موسیقی بسیار بیش‌تر از گذشته است.

مرآت: آقای آسرایی! اقتصاد هنر هم برای خوانندگان و هم برای متولیان امر مسأله‌ی مهمی است. احساس می‌شود که در این زمینه نقص‌هایی وجود دارد. در حال حاضر عمده درآمد خوانندگان مربوط به کنسرت‌هاست و فروش آثار تقریبا سهمی در درآمدهای آن‌ها ندارد. به نظر می‌رسد که مارکت موسیقی ایران، قدرتمند و درآمدزا نیست. با این دیدگاه موافقید؟

◆چرا فکر می‌کنید مارکت موسیقی ایران درآمدزا و قدرتمند نیست؟

مرآت: از این جهت که عمده خوانندگان به طور حرفه‌ای از هنر خود کسب درآمد نمی‌کنند.

◆بله موسیقی برای عمده خوانندگان درآمدزا نیست اما برای خواننده‌ای که روی بورس است و سه شب در هفته برنامه اجرا می‌کند و برای هر شب 100 میلیون تومان پول دریافت می‌کند چطور؟ درست است که همه‌ی این درآمدها به خواننده نمی‌رسد اما خواننده‌ای که در پنج‌شب نزدیک به 500 میلیون‌تومان درآمد کسب می‌کند، حتی اگر نصف این مبلغ مستقیما به خود او پرداخت شود، رقم بالایی است.

مرآت: با توجه به این که این درآمدها ناپایدار هستند، به اعتقاد شما این درآمدها حرفه‌ای محسوب می‌شوند؟

◆برای خوانندگانی که بازارشان گرم باشد، حرفه‌ای است. حتی خوانندگانی که یک‌سال روی بورس هستند می‌توانند در همین مدت پشتوانه مالی خوبی برای خودشان فراهم کنند. اکثر خواننده‌ها در ابتدا به لحاظ مالی توانمند نیستند. البته درآمد موسیقی به درآمدهای فوتبال نمی‌رسد! مگر این که خواننده‌ای درجه یک باشد تا بتواند به درآمد فوتبالیست‌ها نزدیک شود.
اما به هر حال باید دید که آیا آن‌قدر باهوش هستید که در مدتی که به عنوان یک خواننده درآمد دارید، پشتوانه‌ای برای خود فراهم کنی؟ آن‌ها که باهوش باشند می‌توانند. کسانی که پیش‌تر در مراسم‌ها یا در رستوران‌ها می‌خوانده‌اند و ناگهان به یک خواننده مشهور بدل می‌شوند با یک معجزه مواجه شده‌اند بنابراین باید از این معجزه نهایت استفاده را ببرند. در مجموع موسیقی برای برخی از خوانندگان بسیار بسیار درآمدزاست.

مرآت: آیا شما به پیامدهای روانی موزیک‌هایی که به مردم ارائه می‌کنید، توجه کرده‌اید؟ شاید مسأله بعیدی به نظر برسد اما ممکن است مثلا کسی که حالِ خوشی ندارد با گوش کردن یک موسیقی بسیار غمگین، تصمیمش برای خودکشی را عملی کند. شما به فرامتن‌های موسیقی خود می‌اندیشید؟

◆من تلاش کرده‌ام که فضای موسیقی‌ام مثبت باشد و هرگز به سمت فضاهای منفی نرفته‌ام. موسیقی منفی طبیعتا می‌تواند اثرات منفی نیز داشته باشد. من بسیار شنیده‌ام که افرادی می‌گویند ما با فلان آهنگ شما عاشق شده‌ایم. خب این یک پیامد مثبت بوده است. در نقطه مقابل خیلی‌ها هستند که به طور مثال برای خودکشی منتظر یک تلنگر هستند و ممکن است موسیقی غمگین همان تلنگر باشد.
بنابراین موسیقی می‌تواند پیامدهایی مثبت یا منفی داشته باشد. در ترکیه خواننده‌ای موزیکی را منتشر کرد که در آن گفته می‌شد:«امشب خودم را می‌کشم» آن موزیک را به سرعت از سطح جامعه جمع کردند چراکه خیلی‌ها با شنیدن این آهنگ دست به خودکشی زده بودند. در کشوری دیگر، در پی انتشار یک موزیک متعلق به یک گروه موسیقی، دو کودک دست به خودکشی زده بودند. آن‌ها با گلوله یکدیگر را هدف قرار داده بودند و یکی از آن‌ها کشته شده بود. آن گروه موسیقی در دادگاه به جرم انتشار موسیقی مخرب محکوم شده بود.
موسیقی می‌تواند سازنده و امیدوارکننده باشد و نیز می‌تواند مخرب باشد.

مرآت: آقای آسرایی! کدام‌یک از نوروزهای زندگی‌تان را خاطره‌انگیزتر می‌دانید؟

◆نوروزهای کودکی من بهترین روزهای زندگی‌ام بودند. مدرسه‌ها که تعطیل می‌شد با دوستانم بیرون می‌رفتیم و آن خاطره‌ها را بسیار دوست دارم.

مرآت: از استان سمنان خاطره‌ای دارید؟

◆من در نوروز یکی دو سال قبل به استان سمنان سفر کردم و میهمان صداوسیمای این استان بودم. این سفر برای من بسیار لذت‌بخش بود.

مرآت: و سخن آخر؟

◆من سال خوبی را برای همه مردم ایران آرزو می‌کنم.

درباره ی zahra

همچنین ببینید

مصاحبه فریدون آسرایی با روزنامه صبا

فریدون آسرایی در مصاحبه با «روزنامه صبا» : دنباله رو نیستم!

متن کامل این مصاحبه : فریدون آسـرایی؛ خواننده‌ی جریان اصلی موسیقی ایران موسوم به پاپ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *